۴ مطلب با موضوع «باقی ایام» ثبت شده است

وبلاگ بنویسید؛ به مناسبت گذشتن از 1000 بازدید

این وبلاگ را مدتها پیش ساخته بودم. آن زمانی که می نوشتم. اما هیچ وقت مطلبی اینجا منتشر نکردم. مثل وبلاگ های دیگری که ساخته بودم و هیچ وقت ازشان استفاده نکردم، به جز یکی با همین نام در بلاگفا. 

کم کم تب شبکه های اجتماعی فراگیر شد به علاوه مشغله های کاری خودم و دل زدگی از جو رسانه ای و هزار و یک دلیل دیگر، همه باعث شدند تا نوشتن را کنار بگذارم یا اگر چیزکی می نویسم در کانال تلگرام یا صفحه اینستاگرام منتشر کنم. 

چندی پیش با دکتر صفایی نژاد، مدیر محترم نشر جام جم و نویسنده وبلاگ پژوهشگر جلسه داشتم. دکتر از دوستان قدیمی، اهل مطالعه و نوشتن است؛ برخلاف خیلی از دکترهای دیگر. موضوع گروههای کتابخوانی در سراسر کشور بود. در همان جلسه ایشان تشویق کردند که وبلاگ نویسی را دوباره شروع کنم و از خدمات این سایت برای وبلاگ نویسی تعریف و تمجید کردند. الحق و الانصاف که تعریف هم دارد. 

همین شد که تصمیم گرفتم اینجا وبلاگ جدیدی بسازم. همان زمان بود که متوجه شدم یکی از وبلاگ های زیرخاکی و آکبندم همینجاست، سالم و دست نخورده. بدون خط و خش، صاف و زلال. از زمانی که تصمیم گرفتم دوباره وبلاگ نویسی را شروع کنم تا اولین پستی که منتشر کردم چند وقتی طول کشید. اما بالاخره دل به دریا زدم و 24 آذر قفل اینجا را شکستم. راستش را بخواهید فکر نمی کردم و توقع نداشتم، اگرچه دوست داشته و دارم که تعداد بازدیدها زیاد باشد؛ تعداد بازدیدها به این سرعت از 1000 بگذرد. 1000 بازدید کمتر از 20 روز فراتر از انتظار است، آن هم بدون تبلیغ و به زور اد کردن در کانال و در رودروایسی قرار دادن دوستان.

پس وبلاگ نویسی کنید و دوستانتان را به وبلاگ نویسی تشویق کنید. باشد که رستگار شوید. 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
محمدرضا نصرالهی

منابع محدود ثروت و قدرت


انسان ذاتا کمال خواه است و این کمال را در چیزهای مختلفی جستجو می کند. گاهی در شعر و ادب، فرهنگ و هنر، علم، ایمان، ثروت و قدرت. به غیر از ثروت و قدرت، موارد دیگر نامحدود هستند و به همین دلیل تعارضی در آن ها ایجاد نمی شود. اگر اختلافی هم در آنها دیده می شود، عرضیست نه ذاتی. به عبارت دیگر وقتی با نگاه ثروت و قدرت به آنها نگاه شود و آنها را ابزاری برای رسیدن به ثروت و قدرت قرار می دهند تعارضات و تضاد منافع شکل می گیرد. این هم به دلیل محدود بودن منابع ثروت و قدرت است.

ثروت و قدرت در جهان کم نیست. اگر به صورت عادلانه تقسیم شود، همه بهره ای از آن خواهند برد و هیچ کس دچار مشکل نخواهد شد. مشکل زمانی آغاز می گردد که عده ای پا از گلیم خود درازتر کرده و به سهم خود قانع نیستند. تلاش برای بالا رفتن از هرم اجتماعی و کسب منزلت و موقعیت بهتر علامت این عدم قناعت است. همینجاست که تعارضات آغاز می شود و افراد برای بالارفتن از پله های ترقی به هر چیزی چنگ می زنند و هر کاری می کنند.

اصل دست یافتن به موقعیت برتر بد نیست اگر هدف صرف داشتن آن موقعیت نباشد، یا برای منافع شخصی استفاده نشود. تلاش برای خدمت به خلق، تلاشی مقدس است. در روایات اسلامی مصدر حاجت مردم قرار گرفتن، نعمتی از جانب خداوند تبارک و تعالی معرفی شده است. همین موضوع باعث می شود عده ای که در واقع به دنبال منافع شخصی و گروهی خود هستند، ظاهری خیرخواهانه گرفته و با خرج کردن از دین و حتی به قیمت صدمه زدن به دین و مذهب، برای رسیدن به منابع محدود ثروت و قدرت تلاش کنند.

از آنجایی که هر رازی روزی آشکار خواهد شد و این افراد به دنبال ریاست هستند نه مسئولیت، سر بزنگاه تشت رسوائیشان بر زمین خواهد افتاد.

این قصه سر دراز دارد. ان شاء الله به زودی بیشتر به این موضوع خواهم پرداخت. 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمدرضا نصرالهی

کتاب کاغذی یا Ebook ؟

فاصله خانه تا محل کارم بسیار زیاد است، چیزی در حدود 40کیلومتر. اگر دقیق بگویم در نزدیک ترین حالت 37 کیلومتر با ترافیک بسیار که عطایش را به لقایش بخشیده ام. مسیر بعدی 48 کیلومتر است با ترافیکی کمتر. این را هم رها کرده ام و هر روز با تاکسی و مترو خودم را به اداره می رسانم. نه اینکه ماشین ندارم ، دارم، یک پراید مدل 83 که معاینه فنی اش را هم گرفته ام. چیزی که اگر نداشته باشید، ماشینتان نه خودتان، اگرچه گاهی خودتان هم باید داشته باشید. جریمه خواهید شد. آقایان فکر می کنند با این این اجبارها می توان از آلودگی هوای تهران کاست. نمی دانند یا نمی خواهند بدانند که مشکل درجای دیگر است؛ نمی دانم. بگذریم. 

فاصله خانه تا محل کارم بسیار زیاد است، چیزی در حدود یک ساعت و نیم و گاهی بیشتر و من این مسیر را با تاکسی و مترو طی می کنم؛ به چند دلیل. یکی از مهمترین دلایل این کار استفاده از زمان است برای مطالعه. مترو جای خوبیست برای مطالعه؛ هرچند شلوغ است و تحت فشار قرار میگیرم و هل می دهند و گاهی دعوا می شود و به هم فحش می دهند. اما کتاب باعث می شود فارغ شوم از جو موجود و در حس حاصل از مطالعه غرق شوم و در رویای برآمده از کتاب سیر کنم. 

گاهی نفر کناری سرکی داخل کتاب می کشد و چند سطری می خواند و من خوشحال میشوم وقتی ورق می زنم او نیز صفحه جدید را پی میگیرد. گاهی هم درباره کتاب می پرسند و موضوعش. این یعنی علاقمند شده اند. 

دیشب وقتی کتاب ناطور دشت را از کیفم درآورد - کتابی را که مدتها پیش از فروشگاه کتاب داخل ایستگاه مترو خریده بودم و چند روز پیش خواندنش را شروع کردم، چون کتابیست که باشگاه کتابخوانی شهرستان پارسیان برای این ماه معرفی کرده است تا در جلسه ماهانه به بحث گذارند و من که دلتنگ جنوبم دارم برنامه هایم را مرتب می کنم دوباره بیش از هزار کیلومتر مسافرت کنم تا چند عشقم را با هم داشته باشم، سفر، کتاب، جنوب و خلیج فارس - این فکر به ذهنم خطور کرد که در مترو و به طور کلی در اماکن عمومی بهتر است کتاب کاغذی دست بگیرم یا ای بوک بخوانم؟ 

هرکدام محاسن و معایب خود را دارند. اما من به این فکر می کردم که کتاب کاغذی دست گرفتن در جایی که همه سرها داخل گوشی ها و تبلتها فرو رفته نمای بهتری دارد و خواه ناخواه حس کتابخوانی را به دیگران هم منتقل می سازد، مانند خندیدن که مسریست. حتما کلیپش را دیده اید. وقتی ای بوک می خوانی تو هم سرت در گوشی فرو رفته و هیچ فرق ظاهری با دیگران نداری. 

این روزها بیشتر از گذشته افرادی را می بینم که در مترو کتاب می خوانند. اگرچه تعدادشان زیاد نیست، اما به مرور بیشتر هم خواهد شد. فرهنگ هم مانند خندیدن مسریست و سخت ترین افراد را نیز تابع خود خواهد ساخت. شاید در این مرحله لازم باشد بیشتر کتاب کاغذی دست بگیریم و فرهنگ کتابخوانی را جابیاندازیم. ای بوک ها مسیرشان باز خواهد شد. 


پ ن: مترو تهران کار جالبی کرده. دستگاههایی داخل ایستگاهها تعبیه کرده و با دانلود اپلیکیشن فیدیبو روی گوشی یا تبلت، می تونید به مدت یک ساعت از کتابهای الکترونیکیش به صورت رایگان استفاده کنید. جای تشکر ویژه از مسئولین مترو و فیدیبو وجود داره. خوبه تو بقیه اماکن عمومی چنین امکانی فراهم بشه. همچنین امکان اشتراک و امانت کتاب کاغذی هم تو مترو فراهم بشه. خرج کردن برای ترویج کتابخوانی سرمایه گذاری برای آینده کشوره.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
محمدرضا نصرالهی

واقعیت یا مجاز؟ مساله این است

برای آدمهای رئالیست، سینمای هند بسیار سخیف و بی پایه جلوه می کند. بالیوود با ضعف شدید تکنیک و اغراق زیاد همواره دستمایه طنز قرار می گیرد. اما اگر به فلسفه ساخت چنین فیلمهایی توجه شود، دیگر سخیف نخواهند بود. فیلمسازان هندی می گویند واقعیت که واقعیت است و هر روز با آن سر و کار داریم. ما به دنبال فضایی هستیم که بتوانیم دمی از این فضا جدا شویم. جایی که بتوان آرزوها را دید و به دور از دغدغه های روزمره، تمدد اعصاب کرد. این همان چیزی است که نه تنها در بالیوود بلکه در هالیوود هم شاهدیم، با تکنیک بسیار قوی و اغراقی باورپذیر. پر بیراه نخواهد بود اگر بگوییم فیلمی می تواند توجه عموم مردم را جلب کند که بتواند عامه را لختی از فضای حقیقی جدا ساخته و زندگی در دنیایی دیگر را هرچند کوتاه برایشان به ارمغان بیاورد. اگرچه نمی توان این دیدگاه را به طور کامل تایید کرد، اما چندان هم اشتباه نیست.
به مدد اینترنت و اپ های موبایلی، این فضای غیر حقیقی - اما کاملا حقیقی - گسترش یافته و از انحصار خارج گشته است. امروزه، هرکس می تواند دنیایی بسازد و در منظر مخاطبینش قرار دهد. اما نوع مواجهه با این دنیا متفاوت است. بعضی می گویند فضای مجازی فقط زیبایی ها را نشان می دهد و از سختی ها چیزی نمی گوید. زیرا مردم استقبال نخواهند کرد. پس نباید به آن توجه کرد و باید مراقب گرفتار شدن در دام آن بود. زیرا علاوه بر مخاطب، حتی مولف و صاحب اثر نیز تحت تاثیر فضای مجازی، تنها زیبایی ها را منتشر خواهد کرد تا بتواند افراد بیشتری را جذب نماید.  عده ای برای رهایی از این دام سعی می کنند تا خود حقیقیشان را در فضای مجازی نشان دهند.
اگرچه اصل این ادعا درست است، اما نگاهی دوباره به فلسفه حاکم بر سینمای هند و آمریکا و حتی نگاهی به خصوصیات انسانی و علاقه به انتشار خوبی ها و زیبایی ها و در مقابل پوشاندن زشتی ها و بدی ها، می تواند در تحلیل نوع مواجه با فضای مجازی راهگشا باشد. 


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
محمدرضا نصرالهی